.
میم برایم پیام گذاشته که «لمپن یعنی چی؟». پیامش خنجری در قلبم بود مثل همه کارهای قبلی اش. مثل محبت کردن تصنعی اش. سوال کرده بود ولی حس درونی ام می گفت می خواهد چیزی را تذکر بدهد: به هوش باش به گوش باش به فلانی (ها) برنخورد و خاطرش/شان مکدر نشود! فلانی! همان فلانی هایی که همیشه عزیزترند، مهم ترند...
با این حال برایش نوشتم: «اسلایدها روشن هستند. در اسلاید آخر هم تعریف لمپن آمده»
حالا که دو روز گذشته، بارها آنلاین بوده و حتی پیام هایم را باز نکرده، بیشتر مطمئن می شوم که آن سوال در واقع تنذیر من بوده برای اینکه مبادا غیرمستقیم به عزیزکرده هایش درشت گویی کرده باشم...
.
.
.
دلم می خواهد برای همیشه دیگر نبینم شان. هیچ کدام شان را و از اینکه اینقدر مبتذل شده ام غمگینم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 19:0 توسط زنی آواره در آپارتمانی کوچک اما زیبا
|