کارها
کارها انباشته اند. امور پیجیده ای که باید روزی تکلیف شان مشخص می شد، سررسیده اند.
سفرهای برنامه ریزی شده را کنسل می کنم و برای سفرهای ناگهانی بلیط می خرم. این آسان ترین قسمت برای کنار آمدن با شرایط فعلی ست.
همیشه وقتی از چنین طوفان هایی بیرون می آیم، از خودم خوشم می آید، از اینکه در لحظه ای که لازم بوده مغزم درست کار کرده، خوب حرف زده ام... انگار با خودم فکر می کنم حالا که از پسش بر آمده ام زیباترم/بهترم.
حالا هم دلم به همان لحظه خاموش شدن طوفان و آرامش بعدش خوش است و گمانم همین کافی باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 19:26 توسط زنی آواره در آپارتمانی کوچک اما زیبا
|